تبليغاتX
وقتي ميخندي دنيامو ستاره بارون ميكني دفتر شعرامو پر از ليلي و مجنون ميكني وقتي ميخندي غنچه ها وا ميشه اين دل كوچيك منم دوباره شيدا ميشه وقتي ميخندي دل من پرميكشه تا كهكشون آسمون شباي من بازم ميشه ستاره بارون بخند كه با خنده هات يه جون تازه ميگيرم اگه يه روز تو نخندي جون ميدم و ميميرم عاشق ترین آدم دنیا
عاشق ترین آدم دنیا
هر کس تو رو از من بگیره شب تب کنه و سحر بمیره
دلم برات تنگ شده

امشب بازم دلم گرفته یه حالیم بین اضطراب و انتظار و ترس دلم گرفته میخواد بباره کاش الان توی خلوت ترین و دراز ترین خیابون دنیا بودم و شدیدترین بارون در حال باریدن بود کفشامو در میاوردم تا سنگها و ریگهای خیابون حقیقت سختیه راه رو یه بار دیگه در باور پاهام زنده میکردند چند تا نفس عمیق می کشیدم هر از گاهی ماشینی که با سرعت از کنارم می گذشت منو یاد رفتن می انداخت یاد اینکه سواره یا پیاده بــــا ید بری و نا امید شدن قدم هات از متولد شدن یعنی مرگ و من نا امید شدم از رفتن کاش می شد فریاد کشید کاش میشد با صدای بلند گریه کرد بدون اینکه نگران نگاه های تمسخر آمیز و یا حتی دلسوزانه دیگران بود منه بی تو،منه بی تو تنهاترین تنهای دنیاست کاش میشد فراموش کرد و بی خیال همه چیز شد

2 نوشته شده در  ساعت 22:23  توسط هما  | 

وفا

صداقت پيوندي زيبا با عشق دارد

من اركان عشق را در

صفا، وفا ، صدق تا ا نتها مي بينم

صداقت تشكيل دهنده عشق است در عمل

صداقت محبت نيست ته ، وظيفه است . تا كه يار كه باشد صداقت اصل است .

اما عشق را همچون تخم مرغي مي بينم كه صداقت زردي آن است سفيدي آن صفا و پوسته آن وفا

وفا داري نگهبان عشق است و صفا پيرامون صداقت

ثمره تخم زردي آن است يعني صداقت.

2 نوشته شده در  ساعت 22:20  توسط هما  | 

عشق یعنی(حسین)
 

عشق یعنی رسیدن توی خواب عشق یعنی لحظه های بیقرار

عشق یعنی خواستن از عمق قلب عشق یعنی بوسه ای بر روی لب

عشق یعنی خنجر خوردن از رغیب عشق یعنی جا نماندن از رغیب

عشق یعنی لحظه با یار بودن عشق یعنی لحظه در خواب بودن

عشق یعنی دیده بر دردوختن عشق یعنی از فراغش سوختن

عشق یعنی قطره آبی در دل دریا شدن عشق یعنی غرق در دریا شدن

عشق یعنی ماندن ودر جا زدن عشق یعنی آخرش رسوا شدن

عشق یعنی حسرت گیسوی دوست عشق یعنی خون دل خوردن زدوست

عشق یعنی یک نگاه از سوی یار عشق یعنی انعکاس بوی یار

عشق یعنی یار بودن بحر یار

2 نوشته شده در  ساعت 22:7  توسط هما  | 

عاشق

وقتی معلم از من پرسید عشق چند بخشه یکباره دستم را از بالا به پایین اوردم و گفتم یک بخشه

اما وقتی تو رو شناختم فهمیدم عشق سه بخشه

1)عطش تو را دیدن

2)شادی با تو بودن

3)اندوه بی تو ماندن

2 نوشته شده در  ساعت 22:5  توسط هما  | 

عشق

 

زيبايي عشق به سكوته نه فرياد.

زيبايي عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ريختن.

عشق خيالي ست كه اگه به واقعيت برسه ديگه طعم شيرينشو از دست مي ده.

عشق يه كويره كه عاشق تشنه با روياي سراب معشوق قدم به جلو ميذاره.

عشق راه ناهمواريه كه وقتي ازش گذشتي و تمام سختيا رو پشت سر گذاشتي مي رسي به جايي كه اصلا تصور نمي كردي آخرش اين باشه مثل كسي كه از كوهي بالا مي ره به اميد اينكه ببينه پشت اون كوه چيه؟لذتش فقط اميد و روياي رسيدن به اون بالاست وقتي رسيدي مي بيني هيچي پشت كوه نبوده و نيست نااميد و خسته مي شيني به اين همه راهي كه اومدي فكر مي كني. البته اگه بين راه سقوط نكني.

عشق سخن گفتن با نگاهه

2 نوشته شده در  ساعت 22:4  توسط هما  | 

اشک دل

چرا از تو نگويم ؟ چرا اشكهاي تو را نسرايم ؟ وقتي همه درياها در قلب مهربان تو جريان دارند چرا من يك قطره پر هياهو نباشم ؟ چه شبها كه به ياد تو فانوس دعا را در ايوان تنهايي آويختم و چه روزها كه به ياد تو با درختان پر حوصله گردو درددل كردم آن قدر منتظرت ماندم كه همه پنجره ها مرا مي شناسند .يك آرام تر از خواب درختان به سراغم بيا.... مي خواهم با شكوفه هاي سيب برايت تابلويي بكشم و با اشكهايم گردوغبار را از كفشهايت بشويم مي خواهم تمم بغضهايم بر شانه هاي تو آب شود .
چرا دلم برايت تنگ نشود ؟ چرا دستهاي تو را ستايش نكنم ؟چرا خوشبوترين گلهاي دنيا را براي تو نچينم ؟چرا عطر ماه را در شيشه نريزم و به تو تقديم نكنم ؟

دلم برايت تنگ ميشود ...نه هر شب ...نه هر روز ... بلكه هر لحظه ..اين را عقربه هاي ساعت نيز ميدانند خطوط دفترم نامت را از بركرده اند اگر روزي تو را ننويسم دل آبي خودكارم برايت تنگ مي شود .

2 نوشته شده در  ساعت 11:0  توسط هما  | 

نگاه تو

بار كه نگاهم با طنين نگاهت آشنا شد هنوز به خوبي معناي دوستي را نفهميده بودم. هنوز نمي‌دانستم كه شقايق چه رنگي دارد و گرمي خورشيد از كجاست؟
ولي امروز مي‌دانم كه دريا يعني چه و به اندازه تمام درياها دوستت دارم. امروز مي‌دانم مهرباني گل‌ها از چيست مي‌دانم عشق چه معنايي دارد و موج محبت را مي‌توانم در چشمانت حس كنم لطافت صبح را مي‌توانم لمس كنم و معناي رنگ سرخ شقايق را فهميده‌ام.
اين روزها صدايت را هر صبح از راه قلبم كه هميشه به يادت گرم است مي‌شنوم ، قلبي كه به واسطه حضور تو به زمين و آسمان محبت دارد.
حالا كه اينها را فهميده‌ام به ياد تو شقايقي در دلم مي‌كارم و هر صبح آن را با آواز پرستوها نوازش مي‌كنم.
لطافت، پاكي، عشق، صداقت، دوستي، محبت و ... را از شقايق مي‌آموزم و در هر نامه نثارت مي‌كنم، نثار تو كه حالا به اندازه ستاره‌هاي آسمان مهرباني داري و به من آبي بودن را آموخته‌اي.
ما، هر دو به خورشيد، آسمان و ستاره‌ها به خاطر دوستي‌مان مديون هستيم، پس بايد هميشه به ياد آسمان و پرندگان زيبايش باشيم و هرگاه گرما را احساس كرديم به ياد خورشيد بيفتيم كه آن بالا ما را مي‌نگرد.
و هر صبح به ياد همه اين گرمي‌ها و دوستي‌ها به گل‌هاي باغچه دلمان آب دهيم و آواز عشقمان را برايشان زمزمه كنيم.
هميشه جاودان باشي تا در كنارت جاودان بمانم.

2 نوشته شده در  ساعت 10:59  توسط هما  | 

واسه تو


کوه میذارم رو دوشم رخت هر جنگو می پوشم موج از دریا میگیرم شیره سنگ و می دوشم میارم ماه و تو خونه می گرم باد و نشونه همه خاک زمین رو میشمرم دونه به دونه
اگه چشمهات بگن اره هیچ کدوم کاری نداره اگه چشمهات بگن اره هیچ کدوم کاری نداره
دنیا رو کولم میگیرم روزی صد دفعه میمیرم میکنم ستاره ها رو جلوی چشهات میگیرم چشمهات حرمت زمین یه قشنگ یه نازنین تو اگه می خوای نذارم هیچ کسی تورو ببینه اگه چشمهات بگن اره هیچ کدوم کاری نداره اگه چشمهات بگن اره هیچ کدوم کاری نداره
چشم ماه و در میارم یه نبرد بوم میارم عکس چشمت رو میگیرم جای چشم اون میذار
آفتاب و برش میدارم باسه چشمات در میذارم از چشهات آینه میسازم با خودم برات میارم اگه چشمهات بگن اره هیچ کدوم کاری نداره اگه چشمهات بگن اره هیچ کدوم کاری نداره

2 نوشته شده در  ساعت 17:41  توسط هما  | 

بخاطر تولدت

برای روز میلاد تن خود

 

من آشفته رو تنها نذاری

 

برای دیدن باغ نگاهت

 

میون پیکر شب ها نذاری

 

همه تنهایی ها با من رفیقن

 

منو در حسرت عشقت نذاری

 

برای روز میلاد تن خود

 

منو دور از دل و دیدت نذاری

 

دلم دلتنگه و مهر تو می خواد

 

دلم رو در پی غم ها نذاری

 

میام تنها توی قلبت می شینم

 

منو قلبت رو جایی جا نذاری

 

عزیزم جشن میلادت مبارک

 

منو اون سوی جشن دل نذاری

 

2 نوشته شده در  ساعت 11:0  توسط هما  | 

عاشق تو

ميخواهم بدانی که تو جزئی از وجود منی همچنان که من جزئی از وجود تو هستم.

هر چه که در اين دنيا پيش آيد، ما هميشه با هم خواهيم بود، شريک زندگی يکديگر و شريک شاديهای يکديگراومدی امیدی دادی به دل شکسته ام جون سپردی به وجود بی صدا و خسته ام

از کدوم ترانه پرکشیدی موندی رو زمین که نشستی توی قلب من شدی عزیز ترین

با صدات سوری بده به این دل چشم انتظارم دیگه از دوری تو نداره این دلم قرار

آخه این دلم شده اسیر اون نازنگاهت می میرم اگه نباشه خنده ای رو لبات

این دل اسیر من به عشق تو جون میگیره اگه یه لحظه نباشی توی غمها می میره

قصه عشق من و تو میمونه تو سینه ها مهر تو از دل من نمیشه تا ابد جدا

2 نوشته شده در  ساعت 21:47  توسط هما  | 

تولدت مبارک
 

حسین جان دوستت دارم

2 نوشته شده در  ساعت 21:45  توسط هما  | 

عشق من حسین

آنهنگام که ميگويم عاشقت هستم،

ميخواهم معنايش برای تو بيشتر از معنايی باشد که هر کس ديگر در دنيا با گفتن آن منظور دارد.

ميخواهم بدانی که شادی تو برای من همه چيز است،

ميخواهم بدانی که من هميشه بهترينها را برايت ميخواهم، به هرقيمتی که باشد.

ميخواهم بدانی که در زندگيم، تو برايم مهمترين چيز در دنيا هستی،

آنهنگام که ميگويم عاشقت هستم،

2 نوشته شده در  ساعت 21:41  توسط هما  | 

 

بوسه يعنی وصل شيرين دو لب
بوسه يعنی خلسه در اعماق شب
بوسه يعنی مستی از مشروب عشق
بوسه يعنی آتش و گرمای تب

بوسه يعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب , لذت از ديوانگی
بوسه يعنی حس طعم خوب عشق
طعم شيرينی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه يعنی عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد اين شرم از ميان

طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ای يک بوسه است
بهترين هديه پس از يک انتظار
بشنويد از من فقط يک بوسه است

بوسه را تکرار می بايد نمود
بوسه يعنی عشق و آواز و سرود
بوسه يعنی وصل جانها از دولب
بوسه يعنی پر زدن , يعنی صعود


 

2 نوشته شده در  ساعت 20:53  توسط هما  | 

 
Set As HomePage