|
|
دل تو |
|
|
سراين کوچه باريک دلم
کناراين سفره تاريک دلم
نشسته ام
لقمه ای نان بيات
اب شراب
نوشيده ام
تاسرکوچه دلت رسيده ام |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 19:35 توسط هما
|
|
||
|
|
|
|
خدايا تنها ترينم...هميشه تو فكر اينم٬نكنه تنها بميرم...
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت 19:18 توسط هما
|
|
||
|
|
تقدیم به حسین عزیزم |
|
|
|
||
|
2
نوشته شده در ساعت 10:58 توسط هما
|
|
||
|
|
تو بیا |
|
|
تو را در غربت عشقم غريبانه صدا كردم صدا كردم تو را هستي شنيدي و گذر كردي مرا آواره و تنها گداي در به در كردي تو را در نم نم بارون درون كنج تنهائي پرستيدم وجودت را دليل شور و شيدايي درون اين قفس هر شب تو بودي و خداي تو كوير خشك بيتابي صداي آشناي تو دل من با نگاه تو چو گلخانه شكوفا شد نگاه دلرباي تو بهار سبز رويا شد تو چون دريايي بي پايان دل من قطره اي بارون نمي بيني اسيرت را در اين تاريكي زندون ستاره بودي و هر شب درون قاب چشمانم طلوع ميكردي و هر دم شدي آرامش جانم مرا تنها رها كردي ، چرا رفتي ؟عزيز دل! تو را پيدا نخواهم كرد خيالي ، نازنيني خيال باغ رويائي پر از افسوس يك باور |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 10:57 توسط هما
|
|
||
|
|
باران |
|
|
براي غربت شبهاي من بخوان باران بيا به كوچه ي سردم قدم زنان بيا اي باران كنار پنجره ي اتاقم تا شب اسير يك رويا نشسته ام كه بروم سوي كهكشان باران به اشك چشم جوانم كه مي چكد با عشق براي زخم دلم قصه اي بخوان باران به رسم سير غريبي كه مي كند خورشيد تو اشك وداع بباران به جانمان باران شبي كه ساحل عشقت اسير طوفان شد براي غربت شبهاي من بخوان باران در حسرت قطره هاي باران |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 10:40 توسط هما
|
|
||
|
|
راه عشق |
|
قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 10:36 توسط هما
|
|
||
|
|
پرنده |
|
|
پرنده
من همون پرنده بودم که یک شب قصد سفرکرد زد به قلب آسمون و واسه عشق تو خطر کردزیر شلاق زمستون تن زخمیشو کشوند با تمام خستگی هاش خودشو به تو رسوند با یه دنیا آرزو تا نگاهت پر کشید دل به چشمای تو داد ولی دستاتو ندید توی پنجه های تو خودشو زندونی کرد نقشه دستای تو شد طرح میله های سرد ابتدای سفرش شد شروع غربتش پر و بالش رو سوزوند هرم داغ حسرتش قلب اون پرنده شد طعمه نگاه تو مث یک ستاره سوخت تو شب سیاه تو |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 17:15 توسط هما
|
|
||
|
|
سرسپرده |
|
اگه تا روز قیامت خواستنت نباشه قسمت
چشم به راه تو می مونم با دلی پر از صداقت اگه با اشکهای گرمم دل سنگ برام بسوزه اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دو روزه اگه نقش قصه هاشی مه روی قله ها شی بری و از من جدا شی اگه باشی یا نباشی نه فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خسته ام ای توی که می پرستم سرسپرده تو هستم اگه جای تو به این دل همه دنیا رو ببخشن می گذرم از هزچه دارم به تو وعشق تو سوگند اگه زنجیز به پاهام اگه قفل و اگه سختم می رسم هر جاکه هستی اگه باشی عاشق من اگه باشی تاجی برسر یاکه از زره ای کمتر دل من داغ تو داره تا ابد تا روز آخر نه فقط عاشقت هستم مرحمی رو قلب خسته ام ای تویی که م پرستم سرسپرده تو هستم اگه با یک قلب تب دار بشم از عشق تو بیمار یا وجود عاشقم را ببرن تا چوبه دار اگه زندگیم فناشه طعمه خشم خدا شه یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جدا شه اگه قلبمو شکستی رفتی و از من گسستی مهربون یا خود پرستی هرچه هستی هرکه هستی نه فقط عاشقت هستم مرحمی رو فلب خسته ام این تویی که می پرستم تو بتی من بت پرستم تقدیم به مهربانترین دنیا زندگی من |
||
|
2
نوشته شده در ساعت 17:4 توسط هما
|
|
||