تبليغاتX
وقتي ميخندي دنيامو ستاره بارون ميكني دفتر شعرامو پر از ليلي و مجنون ميكني وقتي ميخندي غنچه ها وا ميشه اين دل كوچيك منم دوباره شيدا ميشه وقتي ميخندي دل من پرميكشه تا كهكشون آسمون شباي من بازم ميشه ستاره بارون بخند كه با خنده هات يه جون تازه ميگيرم اگه يه روز تو نخندي جون ميدم و ميميرم عاشق ترین آدم دنیا
عاشق ترین آدم دنیا
هر کس تو رو از من بگیره شب تب کنه و سحر بمیره
در آغوشم بگیر

در آغوشم بگیر

بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم

و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم

نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان

قلبم به پایت افتاده است نرو

لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن

تنها تو را می خواهم

بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم

و بگذار دوباره در آغوشت بخواب روم

2 نوشته شده در  ساعت 15:1  توسط هما  | 

روزت مبارک

روز پدر را به همه پدران تبریک می گم

حسین جان روزت مبارک

2 نوشته شده در  ساعت 11:36  توسط هما  | 

خواستم كه شيدايت كنم

خواستم كه شيدايت كنم مفتون چشمانت شدم

در عشق رسوايت كنم پاي بند پيمانت شدم

خواستم سخن از دل بگم

ديدم دل ميبري ، دين ميبري ، مومن به ايمانت شدم

گفتم مرحم نهم بر زخم خويش سازش كنم با اخم خويش

بيهوده بود تجويز من محتاج به درمانت شدم

خواستم پنهان كنم اين راز را اين سوز و اين گداز را

غافل كه من انگشت نماي شهر و سامانت شدم

مي دوني خيلي وقته كه رفتي

دلمو تكه تكه كردي

مثل يك تكه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره كردي

يادته گفتي به من كه عاشقي

حالا باش ببين چه وعده كردي

تو گفته بودي طبيب دل بيماراني

پس طبيب دل من باش كه بيمار توام

تو هم رفتي رها كردي دلم را

دو صد چندان نمودي مشكلم را

2 نوشته شده در  ساعت 14:50  توسط هما  | 

كوچه

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم.

همه تن چشم شدم خيره به دنبال توگشتم.

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم.

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

 

در نهانخانه جانم , گل ياد تو درخشيد,

باغ صد خاطره خندید,

عطر صد خاطره پیچید.

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم,

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم,

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو , همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت,

من , همه محو تماشای نگاهت.

 

آسمان صاف و شب آرام,

بخت , خندان و , زمان رام.

خوشهء ماه فرو ریخته در آب,

شاخه ها دست برآورده به مهتاب.

شب و صحرا و گل و سنگ,

همه , دل داده به آواز شباهنگ.

 

یادم آمد تو به من گفتی: ((از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن!

آب , آیینهء عشق گذران است.

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است,

باش فردا , که دلت با دگران است!

تا فراموش کنی , چندی از این شهر , سفر کن!))

 

با تو گفتم: ((حذر از عشق ندانم.

سفر از پیش تو هرگز نتوانم,

نتوانم!))

 

روز اول که دل من به تمنّای تو پر زد,

چون کبوتر بر لب بام تو نشستم.

تو به من سنگ زدی , من نرمیدم , نه گسستم.

باز گفتم که تو صیّادی و من آهوی دشتم,

تا به دام تو در افتادم , همه جا گشتم و گشتم,

حذر از عشق ندانم,

سفر از پیش تو هرگز نتوانم , نتوانم!

 

اشکی از شاخه فرو ریخت.

مرغ حق , نالهء تلخی زد و بگریخت...

اشک در چشم تو لرزید,

ماه بر عشق تو خندید.

یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم,

پای در دامن اندوه کشیدم,

نگسستم , نرمیدم...

 

رفت در ظلمت غم , آن شب و شبهای دگر هم,

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم,

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم...!

بی تو امّا به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...!

                                                           فدای تو حسین


2 نوشته شده در  ساعت 16:23  توسط هما  | 

به سوی ساحل عشق می روم
2 نوشته شده در  ساعت 20:21  توسط هما  | 

مادرم تویی بال وپرم
2 نوشته شده در  ساعت 10:28  توسط هما  | 

تقدیم به حسین عزیزم
2 نوشته شده در  ساعت 10:24  توسط هما  | 

love
2 نوشته شده در  ساعت 11:24  توسط هما  | 

بیا عزیزم

اون لحظه ای که عطر تو می پیچه تو باغ تنم
اون لحظه ای که اسم تو ، تو سینه فریاد میزنم
اون لحظه رها شدن از حال و روز خویشتنم
زنده میشم با دیدنت وقتی که میری میشکنم

قلبی که با تو میزنه تو سینه داغونش نکن
چشمی که چشم براهته بیهوده گریونش نکن
اشکای دونه دونمو سیلاب بارونش نکن
این دل عاشق منو بی سر و سامونش نکن
تا وقتی قلب عاشقم بخاطر تو میزنه
طلسم تنهایی من با دستای تو میشکنه

2 نوشته شده در  ساعت 11:35  توسط هما  | 

تولد عشقمون مبارک

سلام به تو ای امید رویاهای شیرینم و ای همسفر جاده عشق

کاش می دانستی لحظه های با تو بودن چه زیباست و به اندازه همه یاس های سپید و آسمان آبی بی کران دوستت دارم و هرشب و روز از تو می گویم تو که گلبوته های سرخ عشقت تا ابد در قلب من سبز خواهد ماندو بهترین لبخند هایم را به تو عزیزترینم تقدیم می کنم                              

حسین جان اول مرداد ماه چهارمین سال تولد عشمون رو از صمیم قلب بهت تبریک می گم                         

                            از خدا می خوام که هیچ وقت ما رو از          هم جدا نکنه          (آمین)                 

2 نوشته شده در  ساعت 11:25  توسط هما  | 

نگاه تو
2 نوشته شده در  ساعت 0:4  توسط هما  | 

 
Set As HomePage